آیین های بهارگاه در بلوچستان

عبدالسلام بزرگزاده

بلوچستان از دو منطقه بزرگ تشکیل شده است.این دو منطقه با وجود داشتن مشترکات زیاد در برخی موارد، تفاوتهایی در فرهنگ توده، زبان و گویش محلی، آداب و رسوم، موسیقی و حتی مسکن عشایری، آب و هوا و پوشش گیاهی دارند. این دو منطقه یعنی سرحد و مکران در بلوچستان ایران و پاکستان متناسب با محیط طبیعی و جغرافیایی از جور واجورهای فراوان آب و هوا برخوردارند. منطقه سرحد در بلوچستان ایران شامل سیستان، زاهدان، خاش و میرجاوه و منطقه مکران شامل شهرستان‌های سراوان، سیب وسوران، مهرستان، ایرانشهر، دلگان، نیکشهر، سرباز، چابهار و کنارک هستند. وجود آثار تاریخی و باستانی همچون کوه مهرگان درسراوان و آتشکده‌های دهانه غلامان درسیستان و نیز آثار بجا مانده ازتمدن‌های باستانی دامن و اسپیدژ ایرانشهر و دیگر کاوشها و پژوهشهای باستان‌شناسی و نظریه بسیاری از مورخین حکایت از آن دارد که قوم بلوچ یکی از اقوام اصیل آریایی و ایرانی است؛ هرچند در بین طوایف بلوچ بعضی از آنها در دوره‌های گوناگون از مناطقی به بلوچستان مهاجرت کرده‌اند و شاید آریایی نباشند اما پس از سکونت در بلوچستان و خویشاوندی و آمیختگی با قوم بلوچ، آنچنان در فرهنگ اصیل آریایی و فرهنگ بلوچ تنیده شده‌اند که جدا نمودن آنها امکان‌پذیر نیست. امروزه نیز همچون بلوچ‌های اصیل در آداب و رسوم، پوشش، زبان، و دیگر اجزای فرهنگی مشترک هستند. یکی از آئین‌ها و مراسم بجا مانده از ایران باستان، مراسم جشن بهارگاه و عید نوروز است که در بین همه اقوام ایرانی به عنوان آئین کهن ملی و باستانی با اندک تفاوت‌هایی روان است. بلوچ‌ها نیز همچون دیگر اقوام ایرانی، بهار طبیعت و شکوفایی غنچه‌های بهاری را گرامی می‌دارند و علاوه بر جشن و سرور و شادی و برپایی مراسم عید طبیعت، آداب ورسوم ویژه‌ای را در این روزهای خجسته برگزار می‌کنند
آیین جشن بهارچرانی و عید نوروز در منطقه سرحد بلوچستان
بیشتر آیینها مربوط به نوروز و بهار که دراصطلاح محلی به آن «بهارگاه» و «نوکین روچ» یعنی نوروز می‌گویند، درسرحد مرتبط با چراگاه، دام و محصولات دامی از جمله شیر، کره، روغن حیوانی، کشک نوروزی، پشم گوسفندان و چرای دام است. یکی از آیینهای ویژه عید نوروز و جشن بهار در منطقه سرحد، چیدن پشم گوسفندان و آراستن و رنگ کردن پشم و شاخ گوسفندان است. به این ترتیب که پس از شستن گوسفندان و چیدن پشم آنها روی دو طرف شکم و دنبه گوسفندان، مقداری ازپشم گوسفند را که به صورت گل گیاهان دارویی منطقه سرحد درآورده و با استفاده از حنا یا پوست انار، رنگ می‌کنند و شاخ گوسفندان را نیز با حنارنگ کرده و در روز نخست بهار همه گوسفندانی را که اینگونه آراسته اند، بابستن زنگوله در گردن وپای آنها به چراگاه می‌برند و بهار چرانی را جشن می‌گیرند. در روزگاران قدیم، هر طایفه منطقه جغرافیایی ویژه خود را داشته وچراگاه دام هریک از طوایف مشخص بود. برای اینکه در روزهای نوروز و بهار نیز دام‌های هر طایفه از یکدیگر تمایز داشته باشند وشمار دام نیز که به عنوان یکی از عوامل برتری‌های هر طایفه از طایفه دیگربوده مشخص گردد، صدای زنگوله و نوع گل رنگ شده روی پشم گوسفندان مربوط به هر طایفه با طایفه دیگر تفاوت داشت. چنانچه رهگذری ازنزدیک آن چراگاه عبور می‌کرد با شنیدن صدای دسته جمعی زنگوله‌های همه گوسفندان متوجه آمدن موسم بهارو روزنخست آن و جشن عید نوروز می‌شد. زیرا دراین روز جشن بهارچرانی برپا بود وهر طایفه تعداد گوسفند و وسعت چراگاه خودرا به نمایش می‌گذاشت وازطرفی با دیدن صحنه زیبای گوسفندان درچراگاه که همه یکدست آراسته و پشم آنها چیده شده و دو طرف شکم آنها گل‌های پشمی ویژه که نماد هر طایفه است و با حنا رنگ شده، چشم هر بیننده‌ای را شیفته خود کرده و پیام می‌دهد که این شمار گوسفندان و این چراگاه وابسته به آن طایفه است. 
از دیگر آیین روزهای نوروز وبهار در منطقه سرحد بلوچستان، مراسم «هلک لدیی» یا «گدام لدیی» به معنی خانه تکانی یا جابجایی مکان سکونت و جابجایی سیاه چادرها از منطقه زمستانی به منطقه و چراگاه بهاری و تابستانی است که در روزهای بهار برای اینکه به منطقه‌ای که برای چرای گوسفندان مناسب وچراگاه بهاری آن طایفه است، جابجا می‌شوند. به این ترتیب در آیینی ویژه، سیاه چادرها را از منطقه سکونت پیشین گردآوری و با اجرای مراسم ویژه، یعنی تمام افراد قبیله در یک حلقه دایره‌ای و خواندن آواها و آوازهای ویژه توسط زنان که در اصطلاح محلی «لیکو» می‌گویند با پیامهای خداحافظی به امید برگشت در سال بعد و نیایش برای سردار و ریش‌سفید قبیله و اجازه گرفتن از وی برای حرکت به سمت چراگاه و مکان جدید بهاری حرکت می‌کنند. پس ازرسیدن به منطقه جدید و چراگاه بهاری دوباره همه دایره‌وار حلقه می‌زنند و با اجرای مراسم و جشن بهار و اجرای آوازهای دسته‌جمعی و آواهای مخصوص توسط زنان ولیکو با پیامهای شاد و توصیف چراگاه و طبیعت سبز آن و ستایش سردار و ریش‌سفید طایفه شروع به برپایی سیاه چادر‌ها می‌کنند.
روز نخست بهار، تمام کره و خامه‌هایی را که به روش سنتی تهیه کرده‌اند، به روش محلی با آتش وسه پایه ودیگ ویژه به روغن حیوانی تبدیل کرده و تفاله و ته‌مانده خامه و کره را با آرد گندم و ذرت خرد شده و خرمایی که از طرف دوستان و آشنایان مکرانی به عنوان هدیه نوروزی و بهاری، عیدی فرستاده شده مخلوط کرده و حلوای ویژه به نام حلوای «مَدَر» درست می‌کنند که مقداری از این حلوای مَدَر را به عنوان عیدی نوروزی برای دوستان و آشنایان مکرانی خود می‌فرستند. در روزهای نوروز، مردم سرحد بلوچستان از شیر گوسفندانی که در همان سال برای نخستین بار زائیده و پس از نخستین شیردهی، شیر آنها را گردآوری و از شیر آنها کشک ویژه‌ای که ویژه بهار است و کشک نوروزی می‌گویند برای آشنایان و عزیزان ویژه ازجمله به تازه عروس‌ها و تازه داماد‌ها و به زنانی که برای نخستین بارآبستن هستند و به افرادی از طایفه که قهر بوده‌اند و تازه آشتی کرده‌اند، هدیه می‌دهند.
یکی دیگراز مراسم نوروز در منطقه سرحد بلوچستان، دود کردن اسپند در روز نخست بهار و لحظه تحویل سال به باور دفع بلا در درازای سال و سرودن آواهای بهار گاهی وجشن بهار چرانی است.
مراسم جشن بهار و نوروز در منطقه مکران بلوچستان
مراسم ویژه بهار و جشن‌های بهارگاه و عید نوروز در منطقه مکران بلوچستان بیشتر مرتبط با نخل خرما و نخلستان است. به نشانی شروع موسم بهار. ازروز نخست بهار و پیش از تحویل سال، بالای همه خانه‌های روستایی که اغلب از خشت و گل بنا شده‌اند با شاخه‌های دارای برگ سبز درخت خرم آذین می‌شوند. بنابراین چنانچه تازه‌واردی به این روستا وارد شود، بدون اینکه از کسی بپرسد، می‌داند که این علامت سبز برگ درختان خرما که روی سردر تمام خانه‌ها کار گذاشته شده، پیام ویژه‌ای دارد. بله پیام آن شروع موسم بهار و عید نوروز است. یکی دیگر از مراسم نوروز در مکران بلوچستان نهال کاری در نخسین روز بهار و عید نوروز است. به این ترتیب که پاجوش‌ها و نهال‌های درخت خرما که پیش از این در آیین ویژه‌ای با اجرای آوای‌های مخصوص کار و با استفاده از ابزار‌های سنتی از بدنه اصلی درخت خرما جدا شده و زیر ریشه آنها را با گونی پوشانده ودر کنار جوی آب گذاشته‌اند تا سرسبز و آماده برای کاشتن باشند در روز نخست بهار و هنگام تحویل سال از طرف بزرگترها به کوچکترها به عنوان عیدی نوروز تقدیم می‌شود و کوچکترها را راهنمایی کرده تادر زمین کشاورزی خود خانواده این نهال خرمارا بکارند. به این نهال خرما که بادست خود شخص کاشته می‌شود «دست نهال» می‌گویند و ازهمان لحظه کاشتن متعلق به فردی می‌شود که کاشته است و هنگام تقسیم ارث پدر به فرزندان دیگر خانواده تعلق نمی‌گیرد.
از دیگر مراسم بهار و نوروز که در هر دو منطقه سرحد و منطقه مکران بلوچستان به صورت مشترک اجرا می‌شود، مراسم سرمه سایی است. در گذشته، زنان بلوچ سنگ سرمه را با دست روی سنگی که میان آن گود بود می‌سائیدند و برای استفاده در درازای سال آماده و در ظرفی به نام سرمه دان نگهداری می‌کردند و روز نخست بهار و لحظه تحویل سال به دختران خود به عنوان عیدی نوروزی هدیه می‌دادند.
چنانچه در نوروز، نوزادی به دنیا می‌آمد اگر پسر بود بیشر اوقات نام او را «نوروز» یا «نیروز» می‌گذاشتند. چنانچه نوزاد دختر بود نام آن را به نام گل‌ها و گیاهان دارویی محلی که در نوروز و بهار در مناطق بلوچستان می‌رویند همانند سمسور، دِرّنه، ازگند و… نامگذاری می‌کردند.
یکی از داستانهای افسانه‌ای و نوروزی که در بین بلوچها نقل می‌شود، داستان نوروز شاه یا نیروزشاه است. می‌گویند پیش از فرا رسیدن نوروز و بهار، نوروز شاه با لشکری ازمرغ و حیوانات به بلوچستان لشکرکشی می‌کند. سال آباد و پربرکتی بوده و نوروز شاه شنیده که مردم بلوچستان مهمان‌نواز، یکرنگ و صمیمی هستند حتی اگر حیوانات و یادشمنان به آنها پناهنده شوند به رسم میار جَلّی و مهمان‌نوازی ازآنها مهمان‌نوازی می‌کنند به ویژه در روزهای بهار و نوروز که دلها شاد شده و دلخوریها مبدل به دوستی و محبت می‌شوند، همه به دیدار یکدیگر می‌روند و با دید و بازدید، سنت زیبای صله رحم را زنده نگه می‌دارند. ‏
مردم بلوچستان در موسم بهار و نوروز همه شاد و خوشحال‌اند و به دنبال بهانه‌ای برای ابراز شادمانی خود هستند. در همین روزها، جشن ختنه‌سوری پسرها و جشن ازدواج و عروسی برگزار می‌شود. به مناسبت این جشنها، مراسم ویژه رقص محلی دو چاپی هفت شبانه‌روز اجرا می‌شود. در این روزها، مراسم حماسه‌سرایی توسط خنیاگران و پهلوانان در حلقه بزرگان قوم هر شب برگزار و دور آتش چُلدان (شومینه محلی) همه حلقه زده و از ایزد پاک در درازای سال برای خود، خانواده و خویشاوندان روشنایی و گرمی طلب می‌نمایند. حماسه‌سرایان از تاریخ گذشته و دلاور مردی و جانفشانی قوم بلوچ در برابر بیگانگان می‌گویند و سپس با توصیف وطن و زیبایی طبیعی آن به وصف بهار و نوروز می‌پردازند. در پایان هر شب پس از حماسه‌سرایی با شرکت بزرگان قوم، رقص محلی دو چاپی اجرا می‌شود. با آمدن بهار، طبیعت بلوچستان زندگی تازه‌ای را شروع می‌کند. مردم بلوچ نیز همچون طبیعت سبز سرحد و نخلستانهای زیبای مکران، دلهایشان سبز و بهاری می‌شود و مهر و محبت در جان آدمی زنده می‌شود. انسان از طبیعت سبز بلوچستان و از گُل‌ها و گیاهان دارویی رنگارنگ محلی درس عبرت گرفته و با وحدت و همدلی و دید و بازدید و صله رحم دلهای خود را جلا داده و زنگار دل و کینه‌ها و جدایی را از سینه بیرون و با دلهای صاف شده سرگرم زندگی پاک در جامعه معنوی همراه با ارزشهای انسانی می‌شوند.
مردم بلوچ باور دارند که عمر آدمی نیز همانند موسم‌های سال، در گردش است و با به دنیا آمدن نوزادی که بهار عمر است شروع می‌شود و همچون تابستان که درختان میوه می‌دهند، در نوجوانی و جوانی به بار می‌نشیند و در میان سالی یعنی پائیز، عمر همچون برگ درختان ارزشهای انسانی وتجربه زندگی خود را به دیگران منتقل و پیام زندگی را به دیگران پخش می‌نماید و در پیری همچون زمستان سرد در انتظار تولد دیگر و ابدی که پایانی ندارد می‌نشیند. مردم بلوچ از تغییر موسم طبیعت درس زندگی گرفته و گذر عمر را با پند و اندرز در مراسم قصه‌خوانی دور آتش چُلدان (شومینه محلی) در شبهای بهاری برای فرزندان و کودکان خود بیان می‌دارند. درموسم بهار، کوه تفتان استوار و سربلند و پایدار به تماشای طبیعت زیبا و سرسبز روستاهای اطراف و چشمه‌ساران زلال خودنشسته و پذیرای مهمانهای نوروزی است و سبزه و گل بوته‌های خود را به آنها هدیه می‌دهد. مکران نیز همچون نگاره‌ای زیبا و نقاشی شده ازنخل و نخلستانها و درختان انبه، موز، لیمو، انارو دشتهای سرسبز، چشمان هر بیننده‌ای را خیره می‌کند و آنچنان خودنمایی می‌کند که گویی خداوند این سرزمین را به تابلوی نقاشی که خود پدیدآورنده آن است، تبدیل کرده است. 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

اخبار تصویری