فرهنگ عامه آلاشت

 پهلوان، کیوان (1385)، فرهنگ عامه آلاشت، انتشارات آرون.  296 صفحه.

بخش بندی این کتاب به صورت زیر است:1.وجه تسمیه آلاشت و توابع آن؛ 2.اقوام آلاشت؛ 3.آیین ها و مراسم  آلاشت؛ 4.بازی های مردم آلاشت؛ 5.غذا و پوشاک مردم آلاشت؛ 6.امام زاده های مردم منطقه آلاشت.

در ابتدای این کتاب توضیح کوتاهی از شهرستان سوادکوه آمده که شهرستان سوادکوه، مساحت 3078 کیلومتر مربع دارد و جمعیت این منطقه69222 نفر بوده و این شهرستان شامل 4 شهر می شود: پل سفید، زیراب، آلاشت و شیرگاه. همچنین این منطقه دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است. در قسمت بعدی، در رابطه با وجه تسمیه آلاشت و برخی از روستاهای توابع آن صحبت شده است. واژه آلاشت را به دو صورت می توان تلفظ کرد: 1.آلاشت 2.الاشت. «آلاشت»: دو حرف اول کلمه آلاشت (آل)، خود نیز معانی متفاوتی دارد. گویا در این منطقه درختچه های کوهپایه ای به نام آل، به وفور یافت می شد که بر آن اساس نامش را آلاشت گذاشتند. اما «الاشت»: که ترکیب دو کلمه (ال) و (شت) است. این دو کلمه به ترتیب، معانی اش عقاب و آشیانه می شود. از این رو الاشت معنی آشیانه عقاب می دهد. البته موارد دیگری را هم به این اسم نسبت می دهند، که ما فقط به دو مورد متداول تر بسنده کردیم. مثل: ایل دشت و گلدشت.

مورد بعدی که این کتاب در رابطه با آن بحث نموده، اقوام مهمی است که در منطقه آلاشت زندگی می کنند. از جمله این اقوام، قوم اوج یا جوسری را می توان نام برد که شامل فامیلی هایی چون: رشیدی، نجفی، جورسرایی و ثباتی است. کاشی ها نیز یکی دیگر از اقوام مهم منطقه الاشت به شما می آیند. طایفه اخیر، قدیمی ترین طایفه آلاشت هستند. تصورشان بر این است که اصالتا کاشانی هستند که اکنون مقر اصلی شان روستای گیلون است. همچنین قوم دیگری به نام گیلک ها نیز در این منطقه زندگی می کنند که بعد از کاشی ها، قدیمی ترین قوم منطقه آلاشت هستند. از اقوام دیگری که در این منطقه زندگی می کنند می توان به اینها اشاره کرد: جمشیدی ها، قره خانی ها، عرب ها، پاهلون ها، سیاهپوش ها و دائوها.

در قسمت بعدی کتاب، درباره باورها، آیینها و مراسم مردم منطقه آلاشت صحبت شده است که در اینجا به ذکر چند نمونه از باورهای این مردم می پردازیم:

1.اعتقاد به حیات مردگان، در بین مردم آلاشت رایج است. به طوری که در حال حاضر هم بومیان این منطقه هنگام اذان، چند کاسه آب پاکیزه به نیت مردگان خود بر زمین می ریزند، که آنها با این آب پاکیزه سیراب شوند.

2. نگاه مردم این منطقه به خورشید نیز زیباست. از نظر آنان خورشید، دختر زیبایی است با درخشندگی زیاد و ماه، خواهر کوچکتر خورشید است. آنها لکه روی ماه را حاکی از داستان جالبی می دانند که: روزی خورشید و ماه در حال گفتگو با یکدیگر بودند که بحثشان به زیبایی صورتشان کشیده شد. ماه ادعا کرد که زیبایی اش از خورشید بیشتر است. خورشید از این حرف ماه ناراحت شد و با دستی که با آن مشغول رنگ کردن خانه اش بود، به صورت ماه زد و از آن به بعد چهره ماه لکه دار و روشنایی آن کم شد.

3. در منطقه آلاشت دو چشمه وجود دارد که مردم این منطقه معتقدند آب این دو چشمه دردهایشان را درمان می کند.

 اما چند نمونه از آیینها و مراسم مردم آلاشت:

1. جشن بیست و شش عید ما: این جشن در آلاشت در پنج روز آخر اسفند برگزار می شود. بومیان آلاشت معتقدند که این رسم اصالتاً رسمی زرتشتی است و رسم دینی و مذهبی اسلامی نیست. جشن عید ما فقط مختص آلاشتی ها نیست، بلکه مردمان شهر بابل و روستاهای اطراف آن مثل بندپی، به همراه آلاشتی ها این مراسم را در امام زاده حسن با گرفتن کشتی بین پهلوانان خود –لفوری و بندپی ای- برگزار می کنند. البته این جشن ، امروزه کمی رنگ و بویی اسلامی به خود گرفته و مکانی که آلاشتی ها و بندپی ها برای گرفتن این جشن در نظر گرفتند، بارگاه مقدس یکی از نوادگان ائمه شیعه است. در این روز مردم با اسب به امام زاده حسن رفته و پس از زیارت کردن و خواندن نماز در حرم، در بیرون بارگاه و در میدان وسیع گرد هم می آیند. پهلوانان دو منطقه با حرکات نمایشی در آن میدان مبارز می طلبند و با هم کشتی می گیرند. در دهه های گذشته به پیروز، گوسفند و اجناس دیگر هدیه می دادند. البته به غیر از این، در این مراسم برای مردگان بسیار خیرات کرده و یاد عزیزان از دست رفته را بسیار گرامی می دارند. هم اکنون این جشن، جشن فروردگان نام دارد.

2. جشن تیر ما سیزده شو: این جشن، زمان آغاز باران پاییزی شروع می شود و مربوط به ستایش فرشته نگهبان باران است. مردم این منطقه در این روز قطعه چوبی را برای دوری از آسیب و رفع بلا، زیر فرش خانه خود قرار داده و سال بعد دوباره آن چوب را برداشته و چوب دیگری را دعا خوانده و برای رفع بلا به جای آن قرار می دهند. ناگفته نماند که در این روز، مردم غذاها و شیرینی های محلی درست کرده و به میدان شهر آورده و آن روز را جشن می گیرند.

3. جشن باران بس یا وارش وسه: اجرای این رسم در زمانی است که باران بیش از انتظار ببارد و کشاورزان و باغ داران از بارش باران راضی شده باشند. در این صورت خانمی با پوشیدن لباس کهنه و مندرس و با در دست گرفتن جارو و سه پایه آهنی، اجاق و یک سیخ کباب در کوچه های محل راه می افتد و شعر می خواند. البته لازم به ذکر است که این شخص باید زنی پاک و عفیف باشد. این شخص باید گل را بر سر و صورت خود بمالد و بگوید: افتابی افتابی. یعنی در واقع او از آفتاب طلب کمک می کند و از مردم طلب انعام می کند تا باران بند بیاید.

سوگندها و قسم های رایج مردم این منطقه بیشتر به مظاهر طبیعت است:

به این چشمه او قسم (به آب این چشمه قسم)؛ به افتاب خسته تن قسم (به تن خسته آفتاب قسم)؛ به همین تنگه غروب قسم (به وقت غروب قسم)؛ به این گرم تش قسم (به این آتش گرم قسم).

در بخش دیگر، به ذکر مواردی از باورهای مردم این منطقه پرداخته است. برای نمونه:

1. اگر درختی محصول بدهد و بعد از چند سال محصول ندهد، آنگاه صاحب آن خانه به نشانه تهدید تبری را در دست گرفته و انگار که قصد قطع کردن آن را دارد که در همین حین یک شخص دیگر از این عمل وی جلوگیری می کند. آن وقت از سال بعد درخت می ترسد و محصول زیاد می دهد.

2. در آغاز هر ماه، یک شخص پاک باید وارد منزل شود. در غیر این صورت شگون ندارد و ماهی که در پیش دارند قطعا ماه بدی برایشان خواهد بود.

3. اگر پشت گردن بچه را ببوسند بچه لجباز می شود.

 

4. گهواره خالی بچه را تکان نمی دهند، معتقدند بچه می میرد.

بازی های مورد علاقه مردم آلاشت

بازی های زیادی در این منطقه رایج است که  در اینجا به توضیح چند مورد از آن می پردازیم:

1. آغوز بازی یا آغوز کا: این بازی همان گردو بازی است. در این بازی، هر شخصی گردوی مادر در دست خود دارد و چند گردو را در فاصله چند متری از افراد می کارند. هر کس با پرت کردن گردوی مادر به سمت گردو های کاشته شده، گردو های بیشتری را به هم بزند، وی برنده شده و گردو ها از آن وی می شود.

2. بورده بورده: این بازی را بیشتر در شب حنابندان و یا عروسی انجام می دهند. طوری که پسرهای جوان مجلس دور هم می نشینند و پارچه ای را دست به دست به هم می دهند. در حالی که می گویند: «بورده بورده». در همین حین فردی در وسط جمع باید موفق به گرفتن پارچه شود. برای از بین بردن تمرکز شخص، افراد با ترکه ای او را می زنند.

3. میشکا پر، تیکا پر: میشکا به معنی گنجشک است و تیکا هم نوعی پرنده است. این بازی همان گنجشک پر است.

4. پلاپتی کا یا خاله خاله کا: پلاپتی کا یا پلو پختن بازی، نوعی بازی کودکانه است که بیشتر مورد علاقه دختران است و معمولاً درون اتاق و یا حیاط شخصی صورت می گیرد. در واقع این بازی، همان خاله بازی دختران است.

5.پنجه بیتن: این بازی نوعی زور آزمایی و بازی مخصوص جوانان است که بیشتر در شب های حنابندان و روز های عروسی مرسوم است. در واقع این بازی همان مچ انداختن است.

6. میرکا بازی: میرکا در زبان مازندرانی به معنی تسبیح و یا سنگ مرمر است. این بازی بیشتر پسرانه است و کاملا شباهت به آغوز بازی (گردو بازی) دارد.

7. چک کشتی: این بازی کاملاً مردانه است. دو نفر وسط اتاق آمده و کنار هم دراز می کشند، به گونه ای که پایشان پهلوی سر دیگری قرار می گیرد. سپس پای راست را بلند می کنند تا پای راست فرد دیگر در پای او قلاب شود. بعد با پای راست، پای یکدیگر را به سمت خود می کشند. هر کس توانست با پایش طرف را از جایش بلند کند یا او را از جایش تکان دهد، برنده محسوب می شود.

غذاهای محلی مردم آلاشت

در بخش دیگر این کتاب، نام غذاهای محلی مردم آلاشت آمده که چند مورد از مهم ترین و معمول ترین آنها را می آوریم:

1. سبزی پلو با مغز گردو و پنیر خیکی.

2. شیش انداز: فسنجان با رب ازگیل و دون انار بدون گوشت و با تخم مرغ.

3. دیس کباب: بره درسته که شکمش را با آلو و مغز گردو پر می کنند.

 4. کئی پلا: این غذا از معمول ترین غذاهای استان مازندران محسوب می شود که در آن کدو حلوایی را ریز کرده و سرخ کرده و با برنج می پزند و معمولا با نیمرو و ماست آن را می خورند.

5. خورشت آلو بخارا با زرشک و گوشت.

6. ورساق: نوعی شیرینی است که در روز عید فطر می پزند که با آرد برنج، شیر و روغن درست می شود.

7. کنس نون: ازگیل پخته شده را له می کنند و در قالب های پهن خشک می کنند و به عنوان دسر مصرف می کنند.

در پایان کتاب، نام چند امامزاده این منطقه، ضرب المثلها، اشعار رایج محلی ایشان و همچنین کتابنامه آمده است. 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

اخبار تصویری