گرمابه ها در فرهنگ مردم

 

ايرانيان از نظر تاريخي و اجتماعي، وجوه گوناگون هنرمندي، شاعري، سادگي در عين پيچيدگي و شخصيت چندوجهي خويش را هنرمندانه و هوشمندانه در ساخت گرمابه به کار گرفته‌اند. اينگونه است که ديگر گرمابه را نمي‌توان تنها مکاني براي پاکيزگي و پالايش جسم از ناپاکي‌ها و زدودن‌شان از بدن دانست. فيزيک و بناي گرمابه، بيانگر جلوه‌هاي هنري شخصيت سازندگانشان به شمار مي‌آيد. کاربرد جلوه‌هاي گوناگون معماري ايراني- اسلامي درون ساختمان حمام از ذوق طراحان‌شان براي پديد آوردن يک اثر هنري و برآوردن خواسته‌هاي‌شان در زندگي فردي و اجتماعي حکايت دارد. از اين که بگذريم، ايرانيان به گرمابه به عنوان مکاني براي گردهمايي‌هاي خويش و برطرف ساختن بخشي از دغدغه‌هاي زندگي روزمره از راه گفتگو و درد دل مي‌نگريسته‌اند.

 

در آن زمان كه برخي از خانواده‌ها به خاطر تعصبات ديني، اجازه خروج دخترانشان را از خانه نمي‌دادند و با درس خواندن آنان مگر در كلاس قرآن، مخالف بودند، دختران روز حمام رفتن را براي خود يك نوع رهايي مي‌دانستند. آنها با حمام رفتن و ماندن ساعات طولاني در گرمابه براي خود روز شادي را فراهم مي‌كردند ؛ چرا كه مي‌توانستند با دوستان و همسايگان گپ و گفت داشته، درد دل كرده وخلاصه چند ساعت از محيط خانه به دور باشند و به خاطر اين وقت گذراني، جه بسا شستشو را به حد افراط رسانده و مثلاً سرشان را شايد بيش از ده بار مي‌شستند. با درک همين مساله است که به درازا کشيدن زمان استحمام در گذشته، ديگر پديده‌اي شگرف به شمار نمي‌آيد؛ همان عادت و سنتي که بسياري از قديمي‌ها و کهنسالان هنوز هم در حمام‌هاي شخصي و خانگي با خود دارند، بي‌آن که از آيين‌ها و سنت‌هاي حمام‌هاي عموميِ گذشته به همراه دوستان و ياران، ديگر خبري باشد؛ در واقع فقط پوسته ظاهري آن را هنوز به يادگار دارند. فضاي بسته گرمابه در گذشته، حتي مي‌توانست در قامت چايخانه‌اي و قهوه‌خانه‌اي درآيد که ميهمانان‌اش دم‌نوشي ميل کنند و قلياني بكشند! حتي آرايشگاهي باشد تا موي سر بتراشند و ريش و سبيل پيرايش کنند. مشت‌مال درون گرمابه نيز براي آنان ورزشي به شمار مي‌آمد که جسم و روح را جلا مي‌بخشيد و سرزنده به خانه‌شان مي‌فرستاد.

با درنگي بر زندگي فردي و اجتماعي انسان ايراني در گذر زمان در اين زمينه، مي‌توان به اهميت گرمابه، هم‌پاي خانه و باغ ايراني در زندگي وي پي برد. او بخشي از شخصيت دروني خود را در قالب گرمابه تجسم بخشيده بود. از همين‌رو بود که دل کندن‌اش از آن بسيار سخت مي‌نمود؛ حمام بخشي جدايي‌ناپذير از زندگي روزمره و هفتگي يک ايراني به شمار مي‌آمد؛ با همه مخلفات و تکلف‌هايش.
زمانه اما راهي ديگر در پيش گرفته بود. با رشد پزشکي و طرح مساله بهداشت عمومي به ويژه از اواخر دوره قاجار و نيز ارتباط با دنياي مدرن با همه فناوري‌‌هاي تازه‌اش، موجب شد درباره وجه «بهداشتي» حمام ايراني ترديدهايي جديد مطرح شود؛ دقيقاً همان مساله‌اي که به گونه‌اي شگفت‌انگيز در ارتباط با حمام، در رده بعدي اهميت نسبت به مسائل يادشده در سطرهاي پيشين جاي مي‌گرفت. ايرانيان اصلاً به حمام، صرفا به يک مکان بهداشتي نمي‌نگريستند که اکنون بخواهند به دليل پيدايش ترديدهايي درباره آن، «حمام دوست‌داشتني» خود را رها کنند! حمام براي آن‌ها به همان اندازه اهميت داشت که خانه‌شان؛ مگر مي‌شد به او بگويي از خانه‌ات برو بيرون؟! هنگامي که گفته شد «خزينه» حمام‌ها ديگر بهداشتي نيستند و مي‌توانند ناقل بسياري از بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي جسمي باشند، «حساسيت» انسان ايراني را برانگيختند. روح ايراني به اين پديده‌ها «عادت» کرده بود و دل‌کندن از آن برايش بسيار سخت بود. کار تا بدانجا پيش رفت که کار به جبر بلديه [اجبار از سوي شهرداري] در اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي اول کشيده شد. باتوجه به مسائل پيش‌گفته، بيشتر مي‌توان به اهميت پديده‌اي به نام حمام در فرهنگ ايراني پي برد و مسائل مربوط به آن را تحليل کرد. حمام را مي‌توان بازتابنده جلوه‌هايي از شخصيت انسان ايراني در گذشته دانست.

آداب قديم گرمابه رفتن

گرمابه‌ها چون محل ديدارهاي قهري و برخوردهاي اتفاقي و يا ميعادگاه گروه‌هاي گوناگون مردم بود، داراي آداب و سنن خاصي نيز بوده است:

ـ در هنگام ورود به صحن گرمابه، چنان‌که فرد يا افراد بزرگتري در گرمابه حضور داشتند، براي اظهار ادب و تقديم احترام، طاسي(تشتي) آب از حوض وسط گرمابه برداشته بر سر يکايک آنان مي‌ريختند و بدين وسيله اداي احترام مي‌كردند.
ـ هنگامي که فرد قابل احترامي در گرمابه بود يکي دو طاس آب بر پشت او مي‌ريختند و اگر در حال صابون زدن بود، ليف او را گرفته کمي پشت او را ليف مي‌کشيدند و يا از دور اداي احترام کرده با کف دست آب برداشته به او تعارف مي‌کردند.
ـ هنگام نشستن در نقطه‌اي از حمام، يکي دو طاس آب خيلي داغ در آن نقطه مي‌ريختند و در هنگام ريختن آب داغ، بسم‌الله مي‌گفتند.
ـ هنگامي که از صحن حمام به رخت‌کن مي‌آمدند، يکديگر را چند دقيقه‌اي ماساژ مي‌دادند و بدينوسيله عطوفت و مهرباني خود را به يکديگر ابلاغ مي‌كردند و اين بيشتر به مردان اختصاص داشت.

گرمابه در مناسبت‌هاي گوناگون

مواقعي بود که گرمابه، تبديل به مکاني براي ديد و بازديدهاي همگاني مي‌شد. از آن‌جمله:

انتخاب عروس: در صورتي که خانواده‌اي دختري را براي پسر خود مي‌پسنديد، يکي از بهترين اماکني که افرادِ خانواده داماد مي‌توانستند عروس آينده خانواده را برانداز کنند، گرمابه بود.

حمام برون عروس: در روز عروسي، در آييني، عروس را به گرمابه مي‌بردند. بيشتر همراهان عروس را دختران جوان تشکيل مي‌دادند. باور همگاني بر اين بود که رفتن دختران با عروس به گرمابه، خوش يُمن است و باعث باز شدن بخت آنها مي‌شود. بردن و آوردن عروس از گرمابه همراه با ساز و دُهُل و هلهله و شادي بود.

حمام برون داماد: در روز عروسي، داماد به همراه ساق دوش و سُل دوش و شماري از دوستان و جوانان به گرمابه مي‌رفت. هنگام بردن و آوردن داماد از گرمابه، جوانان بزن و بکوب و شادي راه مي‌انداختند و دهل زده، اسپند دود مي‌کردند.

حمام زايمان: در دهمين روز زايمان، زائو به همراه قابله و تعدادي از زنان به گرمابه مي‌رفت که آن را دهه حموم مي‌گفتند. زناني که همراه زائو بودند با خود ميوه و شربت مي‌بردند و آن را درون سيني (مجمعه) قرار داده و جلو زائو و کساني که در گرمابه بودند، مي‌گرفتند.

حمام ختم سوگ: اين حمام براي پايان دادن به مراسم سوگواري خانواده‌اي بود که يکي از افراد درجه اول آن درگذشته بود. حمام ختم عزا، با حنا بستن و اصلاح سر و صورت بازماندگان درگذشته انجام مي‌گرفت و تهيه مقدمات اين گرمابه توسط يکي از بزرگان خانواده يا يکي از بزرگان محلي صورت مي‌گرفت.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

اخبار تصویری