گذری و نظری بر بازارهای ایرانی

 

 بازارگردي در سفر، چه به بهانه خريد سوغاتي براي اقوام و دوستان باشد چه به منظور جست‌وجو در ميان صنايع دستي رنگارنگ يا حتي ديدن روابط و حال و هواي مردم بومي، يكي از جذاب‌ترين بخش‌هاي سفر است. هرچند تاريخچه شكل‌گيري اولين بازارهاي جهان به ده هزار سال قبل و زمان تشكيل اولين شهرها در ايران بازمي‌گردد، اما قديمي‌ترين بازارهاي تاريخي ايران كه اين روزها هم به كار خود ادامه مي‌دهند، اغلب از دوره صفويه به جا مانده‌اند.

بازارهايي ديدني و مفصل كه در عمارت‌هاي وسيع‌شان كاروانسراها، مساجد،‌حمام‌ها، مدرسه‌ها، آب‌انبارها و حتي زمين‌هاي بازي ساخته شده‌اند. معماري اين بازارهاي كهن گ اهي چنان فاخر است كه بازديد از آنها دست كمي از تماشاي موزه‌ها ندارد، پس اين بار به تعدادي از تاريخي‌ترين بازارهاي ايران سفر مي‌كنيم: همان جاها كه مي‌شود از تماشاي كالاهاي رنگين و محلي در ميان شور و حال خريداران و فروشندگان لذت برد و به معماري و يادگارهاي تاريخيِ‌شان خيره شد...

درباره نوروز بل

” آئین ”نوروز بل“ ، همزمان با نخستین روز ”نوروز ما“، نخستین روز سال نوی گیلانی برپا می شود و در آن گروهی از بومیان، در کنار مردمانی که از گوشه‌ و کنار گرد هم آمده و آغاز سال نو گیلانی را جشن می گیرند. آتش‌افروزی، نیایش پروردگار به مناسبت آفریده‌ها و محصولاتش و درخواست آمرزش برای درگذشتگان، از بخشهای ویژۀ این آئین کهن ایرانی است که در نخستین روز از ”نوروزما“، نخستین روز از سال نوی گیلانی و در هنگامۀ خرمن برپا می شود.

گزارشی از رمضان در میان مردم مازندران

 آداب،‌ رسوم و عقاید مردم هر منطقه از کشور، ریشه در عقاید دینی و ملی آنها دارد که بارزترین عنصر هویت بخشی مردمان یک ناحیه محسوب می شود و باید در حفظ و انتقال آن به آیندگان کوشا بود اما متاسفانه به آداب و رسوم، توجه چندانی نمی شود و غباری از فراموشی بر آنها نشسته است.  رحمت الله حسن پور -پیشکسوت فرهنگ و هنر استان مازندران- دراین باره می گوید: یکی از رسوم قدیمی مازندرانی ها در ماه مبارک رمضان به استقبال رفتن این ماه مبارک و الهی است که عمدتا سه روز آخر ماه شعبان را به استقبال ماه رمضان می رفتند و اگر سه روز به علت گرما یا طولانی بودن روز، مقدور نمی شد؛ یک روز را به طور حتم به استقبال می رفتند که این سنت حسنه همچنان ادامه دارد.  وی اظهار کرد: در قدیم به علت نبود امکانات مانند روشنایی، دستگاه های رسانه ای و خستگی مردم به خاطر کار در شالیزار و فعالیت های کشاورزی ممکن بود که عده ای، سحر را خواب بمانند، بنابراین بعضی از مومنان با گرفتن حلب خالی در یک دست و چوب در دست دیگر با چوب روی حلب می کوبیدند و با فریاد "سحر برخیز"، "سحر برخیز که صبح صادق آمد"، مردم را برای خوردن سحر و روزه گرفتن از خواب، بیدار می کردند و اگر همسایه ای چراغ یا به گفته مازندرانی ها، لمپا(چراغ گردسوز) یا فانوس همسایه را خاموش می دید بلافاصله بر در خانه می کوبیدند و او را از سحر، آگاه می کردند.

نوبر بهاره!

  گشت‌وگذاري در دنياي خاطره‌انگيز دوره‌گردها

«آي گيلان گيلانه گوجه، مال برغانه گوجه... سبز درشته گوجه، مال خود رشته گوجه... چاشني خورشته گوجه، سبز پرآبه گوجه»... «بادمجان دولابي، سياه و قلمي بادمجان... جوجه و غوره و بادمجان، مسمايي دارم بادمجان، با کشک و روغن بادمجان... مغز قلمه بادمجان، مرغ بي‌جوجه بادمجان»... صداها و نواها از دور و نزديک مي‌پيچد و مي‌پيچد... انگار که تو را به سويي مي‌خوانند، گويي مي‌خواهند به روزگاري ببرند که صاحبان‌شان کوي‌ها و گذرها را پشت سر مي‌گذاشتند... زمانه‌اي که کوچه‌هاي شهر صفايي داشتند و فصل به فصل، ميزبان دوره‌گردها مي‌شدند؛ همان‌ها که صدايي داشتند و صفايي... «آي گل پونه، نعنا پونه، نوبر بهاره گل‌پونه...‌اي گل پونه نعنا پونه، آقارو ميخواي توي خونه، خانومو ميخواي خيابونه...‌اي گل پونه، نوبرونه»... «خيار دونه‌دونه، بخر ببر به خونه... خيار سبز گنده، امروز سه روزه مونده... خيار نبر بخانه، چنار ببر بخانه، منار ببر بخانه... ده تا خيار صنّار»... «آي گيلاس پيوندي... يکي يک گوجه گيلاسه، مال اصفهون گيلاسه... گيلاس ببر، حسرت نبر»... صدايشان آشنا است... همان صدايي که پسرکان و دخترکان را از خانه‌ها و عمارت‌ها به در مي‌آورد تا ناخنکي به بساط دوره‌گرد بزنند؛ برخي تنها و بعضي‌هاشان با لله‌ها و دايه‌هايشان دورتادور دوره‌گرد را گرفته‌اند و سرخوشانه بالا و پايين مي‌پرند «آي مربائيه آلبالو، صفرابره آلبالو... جيگرو جلا ميده آلبالو... آلبالو بخور نيشتر نخور... خونتو صاف ميکنه آلبالو»... «آي طلا گرمک، بي‌بلا گرمک، طلاي بي‌بلا گرمک... حکيم بي‌نسخه دارم گرمک، شفاي دل بيماره گرمک»... «بخور انجير پاره کن زنجير... زرد زعفرون دارم انجير... انجير بخور کشتي بگير، خوردي زمين دوباره بگير»... «آي انگوري،‌اي انگوري، مثل چراغ زنبوري... باغت آباد شه انگوري»... «صفرابره آب زرشک، جگر و جلا ميده آب‌زرشک»...

اخبار تصویری