درباره لطیفه

 

لطیفه: غریبی وارد روستایی شد. برای اینکه به او احترام بیشتری بگذارند خود را پسر خواهر خدا معرفی کرد. مردم نیز که به رندی او پی برده بودند گفتند منزل دائیت همین نزدیکی‌هاست و مسجد را به او نشان دادند...

لطيفه حکايتي کوتاه و خنده‌برانگيز است که در يک نکته پرمعني به اوج خود مي‌رسد. درباره بسياري از عرصه‌هاي خصوصي و عمومي زندگي انساني، لطيفه ساخته مي‌شود. گرچه سرشت لطيفه برانگيختن خنده است، اما اغلب موضوعات آن جدي بوده وريشه در واقعيت هاي زندگي سياسي­،اجتماعي و فرهنگي انسانها دارند. در داستان هر لطيفه، نکته‌اي بطور تلويحي توسط معاني دوپهلو و بازيهاي زباني پرداخته شده است که در هسته خود، هدفش به پرسش کشيدن يک هنجار اجتماعي است. هنجارهايي که کنترل‌کننده مرزهاي ممنوع در پهنه‌هاي مختلف زندگي انساني هستند،موضوع هاي ممنوع اجتماعي،فرهنگي يا گفتارهاي سبکسرانه غير متعارف، در لطيفه به بيان در مي‌آيند و لحظاتي را از تشويشها و نگرانيهاي زندگي روزمره، آزاد مي‌کنند. لطيفه وسيله‌اي است براي گريز موقت از وضعيت موجود. لطيفه امکاني است که فرد به وسيله آن از فشار افکار و واقعيت‌هاي اجتماعي فاصله مي‌گيرد. لطيفه به اشکال ساده گفتاري و نوشتاري تعلق دارد: محتوايي کوتاه و بريده از طريق يک ارتباط غير محتمل با يک حوزه پرت، افقي جدي  و چرخشي  غير قابل انتظار مي‌يابد و  معنايي دوپهلو و طنز آميز‌ي به وجود مي‌آورد که ناگهان مجموعه‌اي از ارزشها را به پرسش مي‌کشد. تأثير خنده ناشي از اين نکته، لطيفه را به يک پديده اجتماعي ارتقا مي‌دهد.

برگزاری آیین باران خواهی در دشتستان بوشهر

 

 دشتستانی‌ها آیین سنتی باران‌خواهی را اجرا کردند. ساکنان برخی از مناطق استان بوشهر از جمله شهرستان دشتستان به رسم نیاکان خود آیین سنتی باران‌خواهی را اجرا کردند و از خداوند خواستند رحمتش را شامل حال آنان کند. آیین سنتی باران‌خواهی «گلی یا گلینو» نام دارد. در این آیین گروهی از جمله کودکان هنگام غروب در کوچه‌ها و خیابان‌ها راه می‌افتند و با خواندن اشعاری از خدا طلب باران می‌کنند. یکی از افراد به عنوان سردسته یا گلی که لباسی خشن به تن دارد، دمام می‌زند و شعرخوانی و آوازخوانی می‌کند و افراد گروه نیز یکصدا با زدن سنگ‌هایی که در 2 دست دارند به همدیگر، اشعار طلب باران را زمزمه می‌کنند. آنها خانه به خانه برای جمع‌آوری مواد غذایی از جمله خرما، آرد، جو یا گندم سر می‌زنند. وقتی گروه گلی به در خانه‌ای می‌رسند یکی از افراد آن خانه، از پشت بام، پیاله‌ای آب را روی گلی و همراهان او می‌پاشد با پاشیده شدن آب، آنان می‌گویند آب نیست باران است. گروه گلی آنچه را که جمع‌آوری کرده‌اند برای تهیه رنگینک یا خمیر به خانه بزرگ‌تر یا سردسته گروه می‌برند و مقداری از آن را به امید بارش رحمت الهی بین نیازمندان روستا تقسیم می‌کنند. بخش دیگر آن را هم به این شکل بین افراد گروه تقسیم می‌کنند که در یکی از چانه‌های نان، سنگ یا هسته خرمایی قرار می‌دهند پس از تقسیم کسی که هسته خرما و یا سنگ نصیبش شده باید آماده حمام آب سرد شود. در این بین یکی از معتمدان محله ضمانت او را می‌کند که اگر تا سه روز باران نبارید مجازات شود و او نیز برای رها شدن از این کار دست به دعا برمی‌دارد و خالصانه به درگاه خداوند طلب باران می‌کند.

شرح کامل در بخش خبر و گزارش... 

چله کوچک در فرهنگ مردم

 نياکان ما براي هر کاري باور، رسم و سنت ويژه‌اي داشتند که ريشه‌اي عميق در فرهنگ غني مردمان اين آب و خاک دارد. آنها اين گنجينه را به صورت شفاهي، سينه به سينه و نسل به نسل به فرزندان و آيندگان منتقل مي‌کردند. اين آداب و آيين‌ها از ديرباز در اکثر نقاط ايران با کمي تغيير و تبديل اجرا شده است. زمستان از جمله فصل‌هاي سال است که در فرهنگ مردم جايگاهي ويژه دارد و باورها، آداب و آيين‌ها و همچنين نامگذاري روزهاي مختلف آن از سه فصل ديگر خيلي بيشتر است.  

همایش ملی بررسی ادبیات بومی ایران زمین

 

با توجه به برگزاری موفق سه دوره همایش ملی بررسی سیر تحول ادبیات بومی در لرستان "کله باد"، دبیرخانه این همایش در نظر دارد با همکاری صاحبنظران و محققان ادبیات بومی کشور اولین دوره همایش ملی ادبیات بومی ایران (کهن بوم)را برگزار نماید.

اخبار تصویری