عروسی در آذربایجان

 

آيين عروسي در مناطق گوناگون به شيوه‌هاي مختلف و با جزييات جالبي برگزار مي‌شود؛ يکي از اين مناطق، آذربايجان است. در اين مناطق، رسم است زماني که پسرها به سن سربازي مي‌رسند، پدر و مادر با هم‌فکري يکديگر همسري را براي او انتخاب مي‌کنند و به خواستگاري « اِل‌ چي ليق» دختر مورد نظر مي‌روند. خواستگاري به اين صورت انجام مي‌شود که زنان ميان سال يا به اصطلاح گيس سفيدها به‌عنوان «ال چي» يا خواستگار به خانه‌ پدر دختر مي‌روند و موضوع خواستگاري را با او در ميان مي‌گذارند.

 پس از اين‌که خواستگار جواب مثبت را از خانواده‌ دختر گرفت، مراسم «بله برون « (سؤز دانشماق) ترتيب داده مي‌شود که درباره مهريه (باشليق)، شيربها و خريد عروسي است. در روز «بله برون» عده‌اي از ريش‌سفيدان دو طرف به خانه‌ دختر دعوت مي‌شوند تا برپايه رسوم و آيين معمول، مبلغ مهريه (باشليق) را تعيين کنند.

پس از توافق بر سر موضوعات مطرح‌شده، مراسم «قند شکستن» برگزار مي‌شود. در اين مراسم خانواده‌ داماد دو عدد کله‌قند، يک بسته چاي خشک، چادر سفيد، انگشتر، چند جعبه شيريني و... را به خانه‌ عروس مي‌برند و همه‌ اهالي روستا را هم به خانه‌عروس دعوت مي‌کنند. در بخشي از اجراي اين آيين، يکي از کله‌قندها بين مردان و ديگري بين زن‌ها، توسط بزرگ طايفه شکسته مي‌شود و بعد، کسي بلند مي‌شود و کله‌قند را مي‌برد و تا موقعي که خانواده‌ عروس به او انعام ندهد، کله‌قند را پس نمي‌دهد.

جشن نامزدي يکي از جشن‌هاي پيش از مراسم ازدواج است. در اين مراسم آيينه و شمعدان، دو دست لباس براي عروس، کشمش، سنجد، يک گوسفند، 12 من آرد در‌ خنچه‌هايي (طبق‌هاي چوبي) گذاشته‌ و توسط بستگان داماد به‌ خانه‌ عروس‌ برده مي‌شوند. پس از اين جشن، زن و مرد دو يا سه سال نامزد (آداخلي) مي‌مانند و بعد از آن معمولا اغلب مراسم عروسي در روزهاي پاياني پاييز بعد از تمام شدن کار کشاورزي برگزار مي‌شود.

در گذشته، ديدار دختر و پسر بسيار سخت بود و ديدار آن‌ها زماني انجام مي‌شد که خانه‌هاي دو طرف نزديک به هم باشد و اين ديدار در دل شب، با ترس و لرز همراه بود.

نامزدها در آذربايجان نيز براي اعياد و جشن‌هاي ملي آيين ويژه‌اي دارند، مثلا در شب چهارشنبه‌سوري داماد از روزنه‌ بام خانه‌دختر، شال کمر (قؤرساخ) خود را آويزان مي‌کند و خانواده‌ دختر هم به آن شال، جوراب و دستمال يا هديه ديگر مي‌بندند و داماد آن‌ها را برمي‌دارد. اين رسم در شعر شهريار هم آمده است:

بايرام دي گئجه قوشو اخوردي

آداخلي قيز بيگ جورابين توخوردو

هرکس شاليني بير باجادان سؤخوردو

يعني: شب عيد است و پرنده شب به آوازخواني مي‌پردازد / دختر نامزددار مشغول بافتن جوراب است / و هر کسي شال خود را از روزنه‌اي آويزان مي‌کند.

بر پايه آداب و رسوم، تا زماني که عروس در خانه‌ پدري است، در شب چهارشنبه‌سوري‌، خانواده‌ پسر براي عروس هدايايي مي‌فرستند. اين هدايا شامل آجيل، شيريني و... است. در بخش‌هايي از آذربايجان مانند روستاهاي مراغه، رسم است که پس از آيين عقد، خانواده‌ دختر يا پسر آن‌ها را «پاگشا» (اياق آشما) مي‌کنند. به اين ترتيب که خويشان و نزديکان عروس و داماد آن‌ها را براي صرف نهار و شام دعوت مي‌کنند و به اين ترتيب پاي عروس و داماد براي رفت‌وآمدهاي خويشاوندي باز مي‌شود.

در گذشته، رسم بود که يک هفته پيش از جشن عروسي، بزرگ‌ترها براي خريد به شهر مي‌رفتند و هر چيزي را که بزرگ‌ترها انتخاب مي‌کردند، مورد قبول همه بود. بعد از خريد، دعوت از اعضاي خويشاوند آغاز مي‌شد. در آن زمان به جاي کارت عروسي براي دعوت اقوام به خانواده‌ داماد کله‌قند و به خانواده عروس پارچه (خلعت) داده مي‌شد.

در ادامه‌ اين مراسم، يک شب مانده به حنابندان، در خانه‌ داماد بعد از شام، مراسمي برگزار مي‌شود که به آن «دمه گلدي» مي‌گويند و در آن نوازندگان محلي (عاشيقلار) سورنا، دف و سه‌تار مي‌زدند. در اين شب، خانواده‌ داماد، وسايلي را که براي عروس خريده‌اند با همراهي خويشاوندان به خانه‌ عروس مي‌برند و در آنجا شادي مي‌کنند و هديه‌هايي را که براي عروس برده‌اند، يکي‌يکي نشان مي‌دهند.

اين شب براي دختر و پسر به‌صورت جداگانه برگزار مي‌شود. پيش از شام بين زن‌ها،مراسم «تويانا يغماغ برگزار می شود که در آن، زن‌هاي سالخورده بالاي مجلس مي‌نشينند و از دو سيني بزرگ مسي که توي يکي کشمش و ديگري سنجد است، از هر کدام کمي توي نعلبکي مي‌ريختند و يکي‌يکي به زن‌ها مي‌دادند و آن‌ها هم به جاي کشمش و سنجد پول مي‌گذاشتند. اين زن‌ها همچنين يک کاسه‌ حنا درست مي‌کنند و عروس هم آن را بر‌مي‌دارد و روي دست همه مي‌گذارد.

روز عروسي وقتي‌ قرار است عروس به خانه‌ داماد برود، پدربزرگ يا بزرگ‌تر، عروس را سه‌بار دور تنور مي‌گرداند و بعد دست بر شانه‌ عروس و داماد مي‌گذارد و با ذکر صلوات و آوردن نام «آل‌ عبا» آرزو مي‌کند که عروس و داماد صاحب هفت پسر و يک دختر کچل شوند (البته اين آرزو بيشتر جنبه‌ شوخي دارد).

عروس در روز عروسي، آرايش مي‌کند و پيش از اين‌که از خانه بيرون رود، يکي از اقوام داماد، شالي را سه‌بار از بالاي سر و زير پاهاي عروس عبور مي‌دهد و در نوبت آخر، آن را به کمر عروس گره مي‌زند، در اين زمان، به صورت کسي که شال را مي‌بندد آرد پاشيده مي‌شود. در زمان اجراي اين رسم اين اشعار خوانده مي‌شود: گلين،‌ گلين،‌ قيز گلين/ اينچه لرين دؤ ز گلين/ يئدي اوغلان ايستَرَم/ بيري دَ قيز گلين. يعني: عروس، عروس، عروس دختر / صندوقچه‌هايت را تحويل بگير عروس / از تو هفت پسر مي‌خواهم / يک دختر، آن هم عروس.سپس عروس را همراه پسر بچه‌اي سوار اسب و به طرف خانه‌ داماد راهنمايي مي‌کنند. داماد هم همراه ساق‌دوش و سؤل‌دوش خود که يکي متأهل و ديگري مجرد است، روي بام خانه مي‌رود و به‌محض ورود عروس بر سر عروس سيب (معمولا سيب قرمز)، کشمش و پول مي‌ريزد. گوسفندي هم جلوي پاي عروس، كشته و براي او اسپند دود مي‌شود.

در اين شب، يکي از آيينها «دوواق باباغ» است که در بعضي روستاها به اين شکل اجرا مي‌شود که ساقدوش در شب عروسي کاسه‌اي براي جمع‌آوري هداياي عروس به همراه دارد و کسي در پايان عروسي، آن کاسه را برمي‌دارد و فرار مي‌کند و عروس هم او را مي‌گيرد و هديه‌اي به او مي‌دهد و کاسه را پس مي‌گيرد.

هنگام رفتن عروس، براي او دهل و سورنا نواخته مي‌شود. بعد از اين‌که عروس وارد خانه‌ داماد مي‌شود، آنقدر منتظر مي‌ماند تا پدر داماد به او هديه‌اي بدهد که به آن «ديزداراغي» مي‌گويند.روز بعد از شب عروسي، مادر عروس ناهار درست مي‌کند و بستگان را گرد مي‌آورد و به خانه‌ داماد مي‌روند. بعد از خوردن ناهار، دو تکه چوب به‌دست يک پسر بچه مي‌دهند تا روبند قرمز را که بر سر عروس گذاشته شده‌ است، بردارند. مادر عروس هم وظيفه دارد به اين پسر بچه انعام دهد. به اين آيين، «دوواق قاپماق» مي‌گويند. در اين روز يا چند روز پس د از آن، بستگان و خويشان نزديک عروس و داماد به خانه‌ آن‌ها مي‌روند و آغاز زندگي جديد را به آن‌ها تبريک مي‌گويند و هدايايي هم به آن‌ها تقديم مي‌کنند و خانواده‌ داماد با ناهار از آن‌ها پذيرايي مي‌کنند.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

اخبار تصویری